شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
379
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
كه در صعيد عالى در نيل بود ديدند او را ، محقق گشت او را كه آنچه او تصور نموده است فاسد است ، و ممكن نيست كه از قوت به فعل آيد ، و او را بيش از پيشينيان قدرت بر آن نيست . و اگر ممكن مىبود ، هرآينه ايشان به فعل مىآوردند . 60 ، 6 - ازين معنى به غايت خجل شد ، و منفعل گشت و درين باب از حاكم عذرها خواست ، و حاكم عذر او را بپذيرفت ، و از ديوانها بعضى را به تصحيح او حواله نمود . 60 ، 7 - بعد از آن او را مشخص گشت كه حاكم خونريز است ، به سهلترين سببى مىكشد ، و ترسيد ازو ، و خود را به ديوانگى ظاهر ساخت ، و نشست در خانهء خود ، و آنچه [ داشت ] به حجرهء خود در آورد ، و به همان طريق به سر مىبرد تا حاكم فوت شد ، پس عقل و عفت و پرهيزكارى خود را ظاهر ساخت ، نزديك به مسجد جامع عزلت گزيد تا آنكه به عالم بقا رحلت نمود ، رحمة الله عليه . 60 ، 8 - بعضى از امراى سمنان كه او را سرخاب مىگفتند ارادهء ديدن و شاگردى او كرد . او را گفت : هر ماه از تو صد دينار اجرت مىخواهم ، سرخاب آن مبلغ را به طوع و رغبت به او گذرانيد ، سه سال در خدمت او به آموختن آداب و علوم اوقات صرف نمود . چون امير عزم انصراف بلاد خود نمود ، ابو على او را گفت كه آنچه درين مدت به من دادهاى آن همه را بگير كه مرا حاجت به آن نيست ، و احتياج تو به آن بيشتر است درين وقت كه به منزل و ملك خود بر مىگردى و من ترا به اين اجرت تجربه مينمودم ، چون دانستم كه مال را [ 101 - ب ] پيش تو قدر و منزلتى نيست من نيز بذل خود در تعليم و ارشاد تو نمودم ، بدان كه در اقامت خير و نيكويى اجرتى و رشوتى و هديهاى در كار نيست ، پس وداع او كرد و او را روان ساخت . 60 ، 9 - و ابو على عابد زاهد صاحب ورع بود ، اوامر شريعت را به